على محمدى
410
شرح اصول استنباط ( فارسى )
بود كه تابحال بحث شد و دليل دوّم آنان رواياتى از سنت شريفه است در اينجا از باب مقدمه بعرض مىرسانم كه مرحوم شيخ انصارى در رسائل چهار يا پنج طائفه روايت در اين رابطه آورده و مدّعى شده كه اين اخبار تواتر لفظى ندارند به اين معنا كه لفظ واحد با عبارات واحده در حدّ تواتر نقل شده باشد ولى تواتر معنوى دارند يعنى همهء آنها در يك معناى كلى مشترك هستند و بالتضمن يا بالالتزام آن را دلالت دارند و آن عبارتست از حجيت خبر واحد مجرّد از قرينه و در نتيجه اين مطلب قطعى و متواتر مىشود و با خبر متواتر قطعى بر حجيت خبر واحد مىتوان استدلال كرد و اشكالى نخواهد بود مرحوم مظفر هم در اصول فقه همين ادّعا را پذيرفته و مرحوم آخوند در كفايه از راه تواتر اجمالى پيش آمده يعنى مدعى شده كه اينهمه اخبار و احاديث كه هركدام به نحوى بر حجيت خبر واحد دلالت دارند چنين نيست كه همهء آنها كذب محض بوده و جعلى باشند بلكه اجمالا مىدانيم كه بعضى از آنها از معصومين ( ع ) صادر شده هرچند تفصيلا آن را ندانيم البته به تواتر اجمالى مرحوم آخوند اعتراض شده كه در جاى خود بايد بحث و بررسى شود ولى جناب مصنف از اين راهها نيامده بلكه ابتدا سه روايت از اخبار علاجيه را كه در رابطه با علاج متعارضين صادر شده اند آورده و كيفيت استدلال به آنها را بيان مىكنند و سپس دو روايت از روايات ديگر را و به همين دو دسته قناعت نمودهاند و ساير طوائف را با اشارهاى نقد كرده و ردّ شدهاند امّا سه روايت : الف : حديث مرفوعه زراره : زراره مىگويد : از محضر امام صادق ( ع ) پرسيدم : گاهى از طرف شما دو خبر يا حديث متعارض بما مىرسد ( مثلا حديثى گفته : نماز جمعه واجب است و حديث ديگر گفته : حرام است ) وظيفه من چيست ؟ و به كداميك بايد اخذ كنم ؟